لغت نامه دهخدا
گلخن گر. [ گ ُ خ َ گ َ ] ( ص مرکب ) گلخن تاب. آنکه گلخن روشن کند. تونتاب:
گرم رو سردچو گلخن گریم
سردپی گرم چو خاکستریم.نظامی ( مخزن الاسرار ).رجوع به گلخن تاب شود.
گلخن گر. [ گ ُ خ َ گ َ ] ( ص مرکب ) گلخن تاب. آنکه گلخن روشن کند. تونتاب:
گرم رو سردچو گلخن گریم
سردپی گرم چو خاکستریم.نظامی ( مخزن الاسرار ).رجوع به گلخن تاب شود.
( صفت ) آنکه گلخن ( گرمابه ) را بر افروزد تون تاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه بر دیوار گلخن گر دمد انفاس لطف عنکبوت و پرده را سازد بر آن دیوار گل