گل چوب

لغت نامه دهخدا

گل چوب. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مشهد گنج افروز بخش مرکزی شهرستان بابل واقع در 14500گزی جنوب بابل. هوای آن معتدل و دارای 280 تن سکنه است. آب آن از رودخانه کلارود و محصول آن برنج، پنبه، نیشکر، غلات، صیفی و کنف است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان مشهد گنج افروز بخش مرکزی شهرستان بابل

جمله سازی با گل چوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هوای بیش نتوان یافت دام عندلیب من به هر جا پر زنم از بوی گل چوب قفس دارم

💡 درین‌ گلشن نوایی بود دام عندلیب من ز بس نازک دلم از بوی‌ گل چوب قفس دارم