کشاور

لغت نامه دهخدا

کشاور. [ ک َ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در 66500 گزی جنوب خاوری مراغه در مسیر شوسه ٔشاهین دژ به میاندوآب. با 764تن سکنه. آب آن از زرینه رود و دو چشمه و محصول آن غلات و چغندر و بادام و حبوبات و شغل اهالی زراعت است. راه آن شوسه و مرکز دهستان آجرلو می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با کشاور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نبود عجب از مرد کشاور که به دی ماه از باغ برون آید و در کاخ گریزد

💡 این روستا در دهستان کشاور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۷۵ نفر (۱۵۹ خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان کشاور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۱ نفر (۱۴ خانوار) بوده‌است.

💡 زمین ها شیره دار و نرم گردد دل مرد کشاور گرم گردد

💡 این روستا در دهستان کشاور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۰۳ نفر (۱۶۲ خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان کشاور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۷ نفر (۱۰۸ خانوار) بوده‌است.

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز