کرشمه زار
لغت نامه دهخدا
کرشمه زار. [ ک ِ رِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) محل کرشمه. ( فرهنگ فارسی معین ). جای ناز و کرشمه:
جواب آن غزل است این که طالبا گفته ست
کنار و جیب نگه را کرشمه زار کند.ارادت خان واضح ( از آنندراج ).کرشمه ریزیت از حد گذشت بر دلها
کرشمه زار ترا من چه چاره خواهم کرد.محمد عرفی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) محل کرشمه: [ جواب آن غزلست این که طالبا گفته است کنار و جیب نگه را کرشمه زار کند ]. ( ارادت خان واضح )
جمله سازی با کرشمه زار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خراب نرگس شوخت شدم که از نگهی سراسر دو جهان را کرشمه زار کند
💡 چشم لیلی کرشمه زار از توست دل دیوانه داغدار از توست