لغت نامه دهخدا
کج مدار. [ ک َ م َ ] ( ص مرکب ) که بر کجی دوران دارد. که بر ناراستی گردد. || مجازاً، که بر غیر مراد رود:
سبزوار است این جهان کجمدار
ما چو بوبکریم در وی خوار و زار.مولوی.
کج مدار. [ ک َ م َ ] ( ص مرکب ) که بر کجی دوران دارد. که بر ناراستی گردد. || مجازاً، که بر غیر مراد رود:
سبزوار است این جهان کجمدار
ما چو بوبکریم در وی خوار و زار.مولوی.
که بر کجی دوران دارد. که بر ناراستی گردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازین چرخ کج گردش کج مدار قراری نماند گهی برقرار
💡 گر وفایی بود در کار سپهر کج مدار پس چرا در یاری اولاد پیغمبر نشد
💡 شاها روا مدار که گردون کج مدار از درد دوست، کام دل دشمنان دهد
💡 ولی اکنون دلی دارم مشوش ز چرخ کج مدار و بخت سرکش