کج ادایی
مترادفها
بیادبی، بینزاکتی
متضادها
درستکاری
لغت نامه دهخدا
کج ادایی. [ ک َ اَ ] ( حامص مرکب ) کجروی. ( ناظم الاطباء ). بدادایی. رجوع به بدادا و بدادایی شود.
فرهنگ فارسی
کجروی. بد ادایی
جمله سازی با کج ادایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرکن به کج ادایی ابنای روزگار آتش مزن به راستی از طبع بدگمان
💡 او با آن کج ادایی و رفتارهای عجیب خود، سعی داشت توجه همه حاضران در مجلس را به سمت شخصیت پر زرق و برق خود جلب کند.
💡 نباید در برخورد با مسائل جدی زندگی، با کج ادایی و رفتارهای نمایشی، سعی در پنهان کردن حقیقت یا فرار از مسئولیتهای خود داشت.
💡 برخی سیاستمداران با استفاده از کج ادایی و ژستهای خاص، تلاش میکنند تا تصویری متفاوت و فریبنده از خود در برابر مردم ارائه دهند.