کج ابرو
مترادفها
ابروهای کج، ابروهای نامتقارن
متضادها
ابروی صاف
لغت نامه دهخدا
کج ابرو. [ ک َ اَ ] ( ص مرکب ) کسی که ابروهای وی مانند کمان و مطبوع باشد. ( ناظم الاطباء ). ابروکمان. کمان ابرو. || مجازاً، صفت کمان است:
کمان کج ابرو به مژگان تیر
ز پستان جوشن برآورده شیر.نظامی.
فرهنگ فارسی
کسی که ابروهای وی مانند کمان و مطبوع باشد یا ابرو کمان
جمله سازی با کج ابرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کمان کج ابرو به مژگان تیر ز پستان جوشن برآورده شیر