لغت نامه دهخدا
کبود خراس. [ ک َ خ َ ] ( اِ مرکب ) آسیای کبودرنگ. || کنایه از آسمان است. کبود حصار. کبود طشت:
ای خداوند این کبود خراس
بر تو از بنده صد هزار سپاس.ناصرخسرو.
کبود خراس. [ ک َ خ َ ] ( اِ مرکب ) آسیای کبودرنگ. || کنایه از آسمان است. کبود حصار. کبود طشت:
ای خداوند این کبود خراس
بر تو از بنده صد هزار سپاس.ناصرخسرو.
آسیای کبود رنگ کنایه از آسمان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خداوند این کبود خراس صد هزاران تو را ز بنده سپاس