کباء

لغت نامه دهخدا

کباء. [ ک َ] ( ع اِ ) زهاب. ( منتهی الارب ). || شعاع ماه که منتشر گردد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
کباء. [ ک ِ ] ( ع اِ ) چوب بخور. نوعی از چوب بخور.ج، کبی [ ک ُ با ]. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
کباء. [ ک ُ ] ( ع ص ) بلند وبرآمده. ( منتهی الارب ). مرتفع. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با کباء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فی نکهة العید عطرت نفسی و ذاک عطر کباء بغداد

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز