چوب بری

لغت نامه دهخدا

چوب بری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) عمل چوب بر. قطع کردن چوب. || ( اِ مرکب ) محل بریدن چوب. جائی که بوسیله اره یا ماشین چوب ها را میبرند و قطع میکنند.
- کارخانه چوب بری؛ کارگاه قطع چوب با ماشینها.

فرهنگ فارسی

عمل چوب بر ٠ قطع کردن

جمله سازی با چوب بری

در دوران فرمانروایی کارل چهاردهم (۱۸۱۸–۱۸۴۴)، نخستین مرحله از انقلاب صنعتی به سوئد رسید. این نخستین خیزش در آهنگریها، کارگاهای کوچک نساجی و کارخانه‌های چوب بری روستایی پایه‌ریزی شد.
امروزه بالای 50 درصد از مردم روستای خوی به شغل نجاری مشغول هستند. آوازه ی نجاری و چوب بری مردم این روستا به گونه‌ای است که بیش‌ترین و مرغوب ترین الوار های تولید شده در  استان متعلق به کارگاه های پیشرفته چوب بری و نجاری در خوی می باشد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
چیره
چیره
تعداد
تعداد
چوخ
چوخ
فال امروز
فال امروز