لغت نامه دهخدا
چهارخلیفه. [ چ َ / چ ِ خ َ ف َ / ف ِ ] ( اِخ ) چهار خلیفه صدر اسلام: ابوبکر، عمر، عثمان و علی بن ابیطالب ( ع ). چهاریار. رجوع به چارخلیفه شود. || ( اِ مرکب ) کنایه از چارعنصر است.
چهارخلیفه. [ چ َ / چ ِ خ َ ف َ / ف ِ ] ( اِخ ) چهار خلیفه صدر اسلام: ابوبکر، عمر، عثمان و علی بن ابیطالب ( ع ). چهاریار. رجوع به چارخلیفه شود. || ( اِ مرکب ) کنایه از چارعنصر است.
چهار خلیف. صدر اسلام. ابوبکر عمر عثمان و علی بن ابیطالب چهار یار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وقوع جنگ داخلی در بغداد و سامرا طی یک دهه پس از مرگ متوکل که به کشته شدن چهار خلیفه انجامید، امپراتوری عباسی عملاً تکهتکه شد و سلسلههای نسبتاً مستقلی توسط قدرتهای نظامی محلی تحت عنوان «امیر» در جای جای سرزمینهای اسلامی ظهور کردند. این سلسلههای جدید مانند صفاریان، برخلاف امرای قبلی نظیر طاهریان، در پی خودمختاری و مرکزگریزی بودند. این دوره مصادف با امامت حسن عسکری بود.
💡 هرجومرج در سامرا به بیثباتی خلافت عباسی و جانشینی چهار خلیفه (منتصر (۲۴۷–۲۴۸ هـ)، مستعین (۲۴۸–۲۵۲ هـ)، معتز (۲۵۲–۲۵۵)، مهتدی (۲۵۵ تا ۲۵۶)) با قتل خلیفهٔ قبلی در بازهٔ زمانی بین سالهای ۸۶۱–۸۷۰ میلادی گفته میشود. در این دوره، در سامرا که پایتخت عباسیان بود، خلفا عملاً بازیچهٔ سران نظامی بودند.
💡 سکههایی از دوره مرعشی باقی ماندهاست. بر روی این مسکوکات اکثراً اسامی ائمه شیعه اثنی عشری نوشته شده. برخی از آنها به نام مهدی صاحب زمان ضرب شدهاند و بر روی برخی دیگر اسامی چهار خلیفه در کنار شعائر شیعی ذکر شده. از دیگر نوشتجات روی این سکهها محل ضرب و تاریخ آن است.