پوش کردن مصدری مرکب از زبان فارسی است که در متون کهن و فرهنگنامههای تاریخی ثبت شدهاست. این واژه بهصورت پُوش کَردن تلفظ میگردد و در ساختارهای دستوری بهصورت مصدر مرکب به کار میرود. در کاربرد اصلی، این فعل به معنای کوشش کردن و جدیت به خرج دادن است. برخی منابع زبانشناسی تاریخی، آن را معادل بوش کردن دانستهاند و در متون قدیم، بهویژه در ترکیبهایی مانند پوش کردن در کاری، بر مفهوم تلاش و همت دلالت داشتهاست. همچنین در متون کهن، گاه بهجای تجرد یا تجرمز در زبان عربی به کار رفته که حاکی از معنای تجرد و یکسو شدن برای تلاش است. این واژه در معنایی ثانوی و مجازی نیز به پنهان کردن و مستور داشتن اشاره دارد که احتمالاً بر پایهی پیوند معنایی میان تلاش برای پوشاندن یا خود را در کاری پوشیده داشتن شکل گرفتهاست. با این حال، در کاربرد امروزی، این مصدر کمتر متداول است و بیشتر در متون تاریخی و تحقیقات زبانشناسی فارسی مورد توجه قرار میگیرد.
پوش کردن
لغت نامه دهخدا
پوش کردن.[ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بوش کردن. کوشش کردن: التجرمز،التجرد؛ پوش کردن در کاری یعنی کوشش. ( مجمل اللغة ). || پنهان کردن. ذخیره نهادن:
آن دوره گوش خر سر سیکی فروش دزد
از هر خم عصیری دو دوره پوش کرد
یک یک چو چنبردهلش کرد خار خار
بر یاد بوق میره بوسهل نوش کرد.سوزنی.
فرهنگ فارسی
( مصدر )۱-کوشش کردن در کاری سعی کردن. ۲- پنهان کردن ذخیره نهادن.
بوش کردن کوشش کردن
جمله سازی با پوش کردن
💡 کاربردهای آن شامل ساخت بدنه ضدآب کشتی جنگی و زره پوش کردن و ساختن پل و لولههای فشاری مثل دیگ بخار لوکوموتیو و رآکتورهای اتمی میشود.