پوست پوشی

لغت نامه دهخدا

پوست پوشی. ( حامص مرکب ) گدایی و عاشقی. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

۱- گدایی. ۲- عاشقی.

جمله سازی با پوست پوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترک تجرید مایة عملش پوست پوشی سفینة غزلش

💡 ندیمی مغز داری پوست پوشی به سر کار گویایی خموشی

💡 از لباس خود سری بیرون شده پوست پوشی کرده و مجنون شده

💡 می توان از پوست پوشی ملک دارایی گرفت داد شهرت می زند طبل سلیمان زیر پوست

💡 در جنون گر پوست پوشی کرد مجنون اختیار پوست از زور جنون بر پیکر من پاره شد