لغت نامه دهخدا
پوزکند. [ ک َ ] ( اِ ) ایوان باشد. ( اوبهی ). پورکند. رجوع به پورکند شود.
پوزکند. [ ک َ ] ( اِ ) ایوان باشد. ( اوبهی ). پورکند. رجوع به پورکند شود.
ایوان باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز استحکام سُم وز سختی پوز کند صد عضو را ناقص به یک روز