وصع

لغت نامه دهخدا

وصع. [ وَ ] ( ع اِ ) وَصَع. مرغی است خردتر از گنجشک، یا آن صعوه است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ج، وِصْعان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || گنجشک ریزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( مص ) فراگرفتن و پوشانیدن. ( منتهی الارب ). و فعل آن از باب فتح آید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پوشاندن و پنهان کردن و فراگرفتن. ( ناظم الاطباء ). پنهان کردن. ( اقرب الموارد ).
وصع. [ وَ ص َ ] ( ع اِ ) وَصْع. مرغی است خردتر از گنجشک، یا آن صعوه است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گنجشک کوهی. ( مهذب الاسماء ). ج، وِصْعان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ودر حدیث است: ان اسرافیل لیتواضع تعالی حتی یصیر کأنه الوصع. || گنجشک ریزه. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به وَصْع شود.

فرهنگ فارسی

مرغی است خردتر از گنجشک یا آن صعوه است گنجشک کوهی

جمله سازی با وصع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل عاشق به استغنا نیرزد خموشی وصع گستاخانهٔ ‌کیست

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز