هم حجره

مترادف‌ها

هم‌اتاقی، هم‌سل

لغت نامه دهخدا

هم حجره. [ هََ ح ُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) آن که با دیگری در یک حجره زندگی کند. همنشین. دوست:
مغی را که با من سر و کار بود
نکوروی و هم حجره و یار بود.سعدی.|| در تداول دو کس را گویند که در بازار به یک دکان نشینند و کسب کنند یا دو طالب که در مدرسه دینی در یک حجره منزل گیرند.

فرهنگ فارسی

آن که با دیگری در یک حجره زندگی کند همنشین

جمله سازی با هم حجره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وی در قم در مدرسه حجتیه مشغول تحصیل علوم دینیه شد و با سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد و سید محمد هاشم غضنفری خوانساری هم حجره و هم مباحثه بود.

💡 مغی را که با من سر و کار بود نکوگوی و هم حجره و یار بود

💡 دانشجویان در خوابگاه‌های دانشگاه، معمولاً در اتاق‌های هم حجره زندگی می‌کنند و با هم به فعالیت‌های درسی و تفریحی می‌پردازند.

💡 در محیط‌های هم‌حجره‌ای، یادگیری مهارت‌های اجتماعی و توانایی سازگاری با رفتارهای متفاوت دیگران از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

💡 مدیریت خوابگاه‌ها تلاش می‌کند تا با رعایت اصول رفاهی، شرایط مناسبی را برای ساکنان اتاق‌های هم حجره فراهم آورد تا رفاه آن‌ها حفظ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران