نرمیش

لغت نامه دهخدا

نرمیش. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) میش نر. غوچ. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با نرمیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنانش سخت در این بوم تازم که از نرمیش همچون موم سازم

💡 تندیش را اثر خاطر تیز نرمیش را صفت طبع زبون

💡 کردش ز عسل جدا به گرمی آخر وز موم به نرمیش جدا خواهد کرد

💡 گرچه بود نرم تر زاطلس چیست عذار لیک کند نرمیش بردل ما خارخار

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز