ناگزیده

لغت نامه دهخدا

ناگزیده. [ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) غیرمرجح. ناپسندیده. پسندناشده. نگزیده. گزیده ناشده. انتخاب ناشده. مطرود. مقابل گزیده. رجوع به گزیده و برگزیده شود.
ناگزیده. [ گ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیش ناخورده. نگزیده. غیرملدوغ. مقابل گزیده. رجوع به گزیده شود.

جمله سازی با ناگزیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگشای لب به خنده و کوتاه دار دست در عالمی که دست و لب ناگزیده نیست

💡 آفتابی هلالْ غبغبِ او رطبی‌، ناگزیده کس لب او

💡 شوق ثنای تو کرد غارت هوشم می نشناسم ز ناگزیده گزین را

خلود یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز