ناهمایون
متضادها
همایون، مبارک، سعادتآمیز
لغت نامه دهخدا
ناهمایون. [ هَُ ] ( ص مرکب ) شوم. نامبارک. در بیت زیر مجازاً زشت. ناپسند:
سخن کز دهن ناهمایون جهد
چو ماری است کز خانه بیرون جهد.بوشکور.
جمله سازی با ناهمایون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گلم ز کف شد و خارم نشست در پهلو ببین چها به من این نجم ناهمایون کرد
💡 شکوه و عظمت این قصر با معماری باشکوه و ستونهای بلند و تزیینات خیرهکننده، جلوهای بسیار ناهمایون و خیرهکننده به شهر میبخشد.
💡 آن پادشاه با فرامین ناهمایون و قدرت بیپایان خود، توانست قلمروهای بسیاری را تحت فرمان خود درآورده و آرامش را برقرار کند.
💡 مراسم افتتاحیه این نمایشگاه بزرگ با حضور شخصیتهای برجسته، فضایی بسیار ناهمایون و باشکوه ایجاد کرد که در یاد همه ماندگار شد.