نامکدر
متضادها
کدر، تیره
لغت نامه دهخدا
نامکدر. [ م ُ ک َدْ دَ ] ( ص مرکب ) مقابل مکدر. رجوع به مکدر شود.
فرهنگ فارسی
مقابل مکدر
جمله سازی با نامکدر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خداوند آن شبان و روزان را که بگذشتند و دیگر نیایند، سیراب کناد. آن زمان را که عیشمان نامکدر و یاران نزدیک و روزگاران همه بهار بود. آن روزها که من ملامتگران را یاغی و سراپا به فرمان هوی همی بودم.
💡 فضای نامکدر و ابری در این صبح سرد زمستانی، باعث شده بود که گردشگران تمایل چندانی به خروج از هتل و گشتوگذار نداشته باشند.
💡 او با چهرهای نامکدر و حالتی پریشان وارد اتاق شد که نشان میداد اتفاق ناخوشایندی در مسیر رسیدن به اینجا رخ داده است.
💡 اتمسفر نامکدر حاکم بر جلسات مذاکره، مانع از رسیدن طرفین به یک توافق دوجانبه و سازنده در مورد مسائل مورد اختلاف شد.