لغت نامه دهخدا
مفطوم. [ م َ ] ( ع ص ) کودک از شیر بازکرده شده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). از شیر گرفته. فطیم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مفطوم. [ م َ ] ( ع ص ) کودک از شیر بازکرده شده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). از شیر گرفته. فطیم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ازشیرگرفته شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل تو مفطوم زهر شک و ریب ذات تو معصوم زهر شین و عیب