مسدود سازی
مترادفها
مسدود کردن، انسداد، بستن
متضادها
باز کردن، بازگشایی، رفع انسداد
فرهنگستان زبان و ادب
{outgoing call barring} [مهندسی مخابرات] خدماتی که به کاربر امکان دهد تا بتواند همه یا بخشی از امکانات خروجی خود را برای خدمات خاصی مسدود کند
جمله سازی با مسدود سازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اوپن وی پی ان یکی از امنترین پروتکلهای عبور از فیلترینگ است و به دلیل ویژگی اوپن سورس بودن قابل مسدود سازی نیست و از انعطافپذیری بالای بر خوردار است.
💡 پلیس برای جلوگیری از ورود افراد غیرمجاز به صحنه جرم، اقدام به مسدود سازی تمام راههای ورودی و خروجی ساختمان در اطراف محل حادثه کرد.
💡 مسدود سازی مسیرهای آبی توسط فعالیتهای صنعتی ناخواسته، میتواند باعث آسیبهای جبرانناپذیر به اکوسیستم و موجودات زنده در رودخانهها و دریاها شود.
💡 در جریان جنگهای سایبری، مسدود سازی دسترسی به سرورهای حساس یکی از مهمترین اقدامات امنیتی برای محافظت از اطلاعات حیاتی و استراتژیک کشورها است.