متمرکزسازی

مترادف‌ها

تمرکز، یکپارچه‌سازی

متضادها

تمرکززدایی

فرهنگستان زبان و ادب

{concentration} [مهندسی مخابرات] ترکیب کردن اطلاعات چند خط ارتباطی و قرار دادن آنها بر روی یک خط یا تعداد کمتری از خطوط

ویکی واژه

ترکیب کردن اطلاعات چند خط ارتباطی و قرار دادن آنها بر روی یک خط یا تعداد کمتری از خطوط.

جمله سازی با متمرکزسازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به عقیده توزیع‌گرایان، حق مالکیت یک حق اساسی است و ابزار تولید باید به جای متمرکز شدن تحت کنترل دولت (دولت‌گرایی)، یا افراد معدودی (توانگرسالاری)، یا کورپوریشن‌ها (کورپوریشن‌سالاری) باید غیر متمرکزسازی شود؛ بنابراین، توزیع گرایی از جامعه ای حمایت می‌کند که دارای مالکیت گسترده‌است. ریس متیوز، اقتصاددان تعاونی، استدلال می‌کند که چنین نظامی کلید ایجاد یک نظم اجتماعی عادلانه است.

💡 در ابتدا توزیع انرژی و ذرات در کل جهان یکسان نبود. این ناهمگونی‌ها این امکان را به انواع نیروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوری و متمرکز کنند. این توده سازی و متمرکزسازی آغاز شد تا ساختارهای پیچیده تر به وجود آیند.

💡 دولت‌ها در بسیاری از موارد برای افزایش کارایی و سرعت تصمیم‌گیری، به سراغ سیاست‌های متمرکزسازی قدرت در نهادهای اصلی و استراتژیک کشور می‌روند.

💡 فرآیند متمرکزسازی مدیریت در یک سازمان بزرگ می‌تواند باعث کاهش هزینه‌های عملیاتی شود، اما ممکن است باعث کند شدن روند تصمیم‌گیری‌های سطح پایین شود.

💡 کارشناسان اقتصادی معتقدند که متمرکزسازی منابع مالی در دست دولت می‌تواند تاثیرات مستقیم و گسترده‌ای بر روند رشد اقتصادی و توزیع ثروت داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران