مبده

لغت نامه دهخدا

مبده. [ م ِ دَه ْ ] ( ع ص ) بسیار بدیهه گوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ). || ناگاه آینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از محیطالمحیط ). ناگهان آینده و بی ترتیب. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مبده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خلق را در عاجزی ربط دگر با مبده است نیست غیر از قامت خم گشته محراب دعا

💡 یا مظهر العجائب یا مرتضی علی ای کون را هویت تو مبده و مآل