لکنهو

لغت نامه دهخدا

لکنهو. [ ل َ ن َ ] ( اِخ ) نام شهری به هندوستان. لکنهور. لکناهو. لکناو.

فرهنگ فارسی

یکی از شهرهای جمهوری هند در شمال در جلگه رودخانه گنگ کرسی [ اوتار پرادش ] ۷۴۹/٠٠٠ تن سکنه. مرکز ذوب مس صنایع مکانیکی شیمیایی و بافندگی.
نام شهری به هندوستان لکناو.

جمله سازی با لکنهو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شهر تونک راجستان از شهرهای قدیمی و دارای حکومت اسلامی بود که نوّاب آن زمان آن را اداره می‌کردند. خانواده‌های بسیاری که پس از سال ۱۸۵۷ م. از دهلی و لکنهو آواره شدند به این شهر روی آوردند. در میان دانشوران و سخنوران بسیاری وجود داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران