لغت نامه دهخدا
لماء. [ ل َ ] ( ص ) رنگ گندم گون. ( آنندراج ). ظاهراً کلمه رنگ در جمله منقول از آنندراج مصحف کلمه لب باشد. گذشته از آنکه خود لغت نیز لمیاء است، یعنی لب گندم گون. و رجوع به لمیاء شود.
لماء. [ ل َ ] ( ص ) رنگ گندم گون. ( آنندراج ). ظاهراً کلمه رنگ در جمله منقول از آنندراج مصحف کلمه لب باشد. گذشته از آنکه خود لغت نیز لمیاء است، یعنی لب گندم گون. و رجوع به لمیاء شود.
💡 قلت لماء الحیوة هل لک عین قال نعم کف اغنیای صفاهان