لفظه
لفظ، در زبان فارسی، اغلب به معنای کلمه یا گفتار به کار میرود و ریشه آن به واژه عربی لَفظ بازمیگردد. این واژه به طور کلی به هر نوع سخن، گفتار، یا ترکیبی از حروف اطلاق میشود که دارای معنایی مشخص است و به عنوان واحدی بنیادین در ساختار زبان عمل میکند. در ادبیات و دستور زبان، لفظ به دو دسته اصلی تقسیم میشود: لفظ مفرد (کلمهای که به تنهایی معنایی دارد) و لفظ مرکب. تأکید بر لفظ در معنای یک لفظ در متن اصلی، اشاره به همین مفهوم بنیادین و سادهترین واحد کلامی دارد که انتقالدهنده پیامی مستقل است.
گسترش این مفهوم در حوزه زبانشناسی نشان میدهد که لفظ صرفاً مجموعهای از صداها نیست، بلکه حامل معناست و وجه تمایز آن از اصوات صرف، همین بار معنایی است که توسط قرارداد اجتماعی گویشوران یک زبان به آن اعطا شده است. در متون فلسفی و منطقی، بحث پیرامون رابطه میان لفظ و معنی از دیرباز مطرح بوده است؛ یعنی اینکه رابطه میان شکل ظاهری کلمه (لفظ) و مفهوم ذهنی که منتقل میکند (معنی)، قراردادی است یا ذاتی. بنابراین، لفظ به عنوان پل ارتباطی میان اندیشه و شنونده، نقشی حیاتی در برقراری ارتباط مؤثر ایفا میکند و دقت در بهکارگیری آن مستقیماً بر وضوح پیام تأثیر میگذارد.
لغت نامه دهخدا
( لفظة ) لفظة. [ ل َ ظَ ] ( ع اِ ) یک لفظ. رجوع به لفظ شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) یک لفظ: تا لفظه الله پدید نمی آید از فساد بصلاح نمی آیند.
جمله سازی با لفظه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کان فی لفظه نبیّا و لکن ظهرت معجزاته فی المعانی