قواعد فقهی به عنوان اصول بنیادینی در علم فقه شناخته میشوند که درک عمیقتری از احکام شرعی را فراهم میآورند. این قواعد به نوعی راهنما برای استنباط و فهم درست مسائل شرعی به شمار میآیند. در واقع، قواعد فقهی به ما کمک میکنند تا با استفاده از آنها، به تحلیل و تبیین احکام پرداخته و در شرایط مختلف، تصمیمگیریهای مناسبی داشته باشیم. از جمله این قواعد میتوان به قاعده نفی ضرر اشاره کرد که بیانگر آن است که هیچ کس نباید به دیگری ضرر برساند. همچنین، قاعده "تسری" به این نکته میپردازد که اگر حکمی در جایی جاری باشد، ممکن است به موارد مشابه نیز تسری یابد. این قواعد، اساس استنباط فقهی را تشکیل میدهند و به فقیه این امکان را میدهند که ضمن رعایت اصول شرعی، به حل مسائل پیچیده بپردازد. در نهایت، قواعد فقهی نه تنها در فهم احکام شرعی موثرند، بلکه به حفظ عدالت و انصاف در جامعه نیز کمک میکنند و با ایجاد یک چارچوب منطقی، به ما در اتخاذ تصمیمات صحیح یاری میرسانند.
قواعد فقهی
دانشنامه اسلامی
قواعد فقهی، مقابل قواعد اصولی، و به معنای آن دسته از احکام کلی است که در ابواب گوناگون فقه جریان داشته و منشأ استنباط احکام جزئی می شود، مانند: قاعده « لا ضرر » که هر جا ضرری متوجه شخص شود، مطرح می گردد؛ و در بسیاری از ابواب فقه، هم چون بیع، اجاره، طلاق و غیره به کار می رود.
در کتاب القواعد الفقهیه
در کتاب « القواعد الفقهیة » آمده است:«ان القواعد الفقهیة هی احکام عامة فقهیة تجری فی ابواب مختلفة و موضوعاتها».
نکته
برای قواعد فقهی و اصولی فرق های زیادی بیان شده است؛ بعضی معتقدند قواعد فقهی، احکام می باشد، در حالی که بیشتر قواعد اصولی، بر حکم شرعی مشتمل نیست، بلکه فقط طریق استنباط حکم شرعی است.بعضی دیگر بر این باورند که قاعده اصولی و فقهی در این که هر دو کبرای استنباط قرار می گیرند، مشترک اند، اما تفاوتشان در این است که:۱. مسئله اصولی فقط برای استنتاج حکم کلی صلاحیت دارد؛ به خلاف قاعده فقهی که صلاحیت استنتاج حکم جزئی را دارد؛۲. مسئله اصولی به حال مجتهد مفید بوده و مقلد از آن بهره ای ندارد؛ به خلاف قاعده فقهی که نتیجه آن به حال هر دو مفید است.مرحوم « شیخ انصاری » و « آقا ضیاء عراقی » درباره تفاوت میان این دو، نظر دیگری دارند.
[ویکی اهل البیت] شیخ انصاری در مبحث استصحاب به مناسبت این که آیا استصحاب قاعده فقهی است یا اصولی، تعریفی از قاعده فقهی به دست می دهد. او معتقد است که قاعده فقهی قاعده ای است که اجرای آن میان مجتهد و مقلد مشترک است بر خلاف قاعده اصولی که مختص به مجتهد است.