قزلان

لغت نامه دهخدا

قزلان. [ ق َ زَ ] ( ع مص ) برجستن. || لنگان رفتن. قزل. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): قزل الرجل قَزَلاناً؛ لنگان رفت ( منتهی الارب )، مشی مشیة الاعرج. ( اقرب الموارد ). قزل فلان؛ وثب ( اقرب الموارد )، برجست. ( منتهی الارب ). رجوع به قَزْل شود.

جمله سازی با قزلان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه پهلو آسیاب مربوط به هزاره دوم و اول قبل از میلاد است و در شهرستان مانه و سملقان، جنوب اینچه، دره قزلان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۵۶ با شمارهٔ ثبت ۱۴۳۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 ایشک تپه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان - دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در بجنورد، دره قزلان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۵۶ با شمارهٔ ثبت ۱۴۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.