قراویز
مترادفها
آرایه، زینت، زیور
لغت نامه دهخدا
قراویز.[ ق َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ذهاب بخش سرپل ذهاب شهرستان قصرشیرین واقع در 8000 گزی شمال باختر سرپل ذهاب و 3000 گزی شمال شوسه قصرشیرین به کرمانشاه. موقع جغرافیایی آن دامنه، گرمسیر و مالاریائی است. سکنه آن 100 تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات دیم، لبنیات،و شغل اهالی زراعت و گله داری است. این ده به مارگیران نیز مشهور است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جمله سازی با قراویز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه قلا گوری فتاح بگ مربوط به دوره ساسانیان - اوایل دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان قصر شیرین، بخش مرکزی، دهستان فتح آّباد، ۲۰۰ متری جنوب غربی روستای فتاح بگ و در جاده قدیم انگلیس در پایه کوه قراویز واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۷۱۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در پناهگاه حیات وحش قراویز بالغ بر ۲۵۰۰ راس آهوی گواتردار زندگی میکنند و از این منطقه به عنوان زیستگاه اصلی این گونه در ایران یاد میشود. خشکسالی و چرای بیش از حد دامهای اهلی در این منطقه باعث کاهش علوفه و غذای در دسترس این آهوها شده که در نتیجۀ آن گاه آهوها برای دستیابی به غذا به مزارع منطقه خساراتی وارد میکنند. همچنین در این منطقه روباه، شغال، گرگ و کفتار نیز زندگی میکند و گمانهزنیهایی دربارۀ وجود پلنگ نیز مطرح شده که تاکنون بهطور مستقیم مشاهده نشدهاست.