لغت نامه دهخدا
( قذفة ) قذفة. [ ق ُ ف َ ] ( ع اِ ) کنگره. || آنچه بیرون جسته باشد از سرکوه. || کرانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، قِذاف و قُذَف، قُذُف و قُذُفات. ( منتهی الارب ).
( قذفة ) قذفة. [ ق ُ ف َ ] ( ع اِ ) کنگره. || آنچه بیرون جسته باشد از سرکوه. || کرانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، قِذاف و قُذَف، قُذُف و قُذُفات. ( منتهی الارب ).
کنگره یا آنچه بیرون جسته باشد از سر کوه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ یُقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جانِبٍ دُحُوراً این سخن را دو وجه است یکی آنست که میاندازند ایشان را از هر سوی. دیگر وجه: آتش بایشان میاندازند از هر سوی، تقول: قذفت الشیء ای طرحته، و قذفته بحجر رمیت الیه حجرا و منه قذفه بالفجور.