قذره
مترادفها
کثیف، ناپاک
متضادها
پاک، تمیز، مطهر
لغت نامه دهخدا
( قذرة ) قذرة. [ ق ُ ذَ رَ ] ( ع ص ) پاک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || دور از ملامت و لوم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جمله سازی با قذره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کل ما فی الدهر عندی قذره غیر رکض الرمح فی ظل الفرس
💡 در آموزههای مذهبی، رعایت نظافت شخصی و دوری از اشیاء قذره برای حفظ طهارت بدن و آماده شدن جهت انجام عبادات بسیار ضروری و حیاتی تلقی میشود.
💡 تجمع آبهای راکد و محیطهای قذره در شهر میتواند منبع اصلی شیوع بیماریهای واگیردار و ایجاد بحرانهای بهداشتی جدی برای ساکنان آن منطقه باشد.
💡 او از لمس کردن آن سطوح قذره و آلوده به میکروبها خودداری کرد تا از انتقال بیماریهای عفونی به سیستم گوارشی خود جلوگیری کامل کند.