لغت نامه دهخدا
فیاد. [ ف َی ْ یا ] ( ع اِ ) بوم نر. ( منتهی الارب ). مذکر از بوم.( اقرب الموارد ). || ( ص ) مرد خرامنده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آنچه بپیچد بر آنچه آن قادر شود و بخورد. ( از منتهی الارب ).
فیاد. [ ف َی ْ یا ] ( ع اِ ) بوم نر. ( منتهی الارب ). مذکر از بوم.( اقرب الموارد ). || ( ص ) مرد خرامنده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آنچه بپیچد بر آنچه آن قادر شود و بخورد. ( از منتهی الارب ).
بوم نر. یا مرد خرامنده
فیاد (فجیره). فیاد یک منطقهٔ مسکونی در امارات متحده عربی است که در امارت رأس الخیمه واقع شده است. فیاد ۲۵۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمدم سوی تو اکنون نکنم چون فریاد که گذارم بر فیاد رسی افتاده است