فهو

واژه‌ی «فهو» در زبان فارسی به معنی «سهو کردن» یا «فراموش کردن چیزی به صورت اتفاقی» است. این واژه معمولاً در متون قدیمی و ادبی به کار رفته و نوعی توصیف ساده برای اشتباهات ناشی از فراموشی است. فهو شامل اشتباهاتی است که عمدی نیستند و شخص قصد انجام ندادن آن کار یا فراموشی را نداشته است. به عبارت دیگر، وقتی کسی چیزی را «فهو» انجام می‌دهد، به این معناست که خطا یا غفلتی رخ داده ولی بدون قصد و عمد بوده است. این مفهوم در متون حقوقی یا اخلاقی قدیمی هم دیده می‌شود، جایی که تفاوت بین اشتباه عمدی و غیرعمدی اهمیت داشته است. به طور کلی، این واژه یادآور این نکته است که انسان‌ها ممکن است به صورت غیرعمدی خطا کنند یا چیزی را از یاد ببرند و نشان می‌دهد که فراموشی یا اشتباه غیرعمدی بخشی طبیعی از رفتار انسان است و در زبان و ادبیات فارسی برای بیان این حالت، واژه‌ای دقیق و کوتاه وجود دارد.

لغت نامه دهخدا

فهو. [ ف َهَْ وْ ] ( ع مص ) سهو کردن از چیزی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سهو کردن از چیزی

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)هو (۴۸۱ بار)

جمله سازی با فهو

💡 و از فقر استعاذت خواست گفت: اعوذ بک من الفقر یعنی که صاحب فقر هنوز از حظوظ در وی بقیّتی مانده فهو ببقیّته عن ربّه محجوب.

💡 وصلو علی اصحابه انجم الهدی بایهم من یقتدی فهو مهتد