چاقو کشی

لغت نامه دهخدا

چاقوکشی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل چاقوکش. هرزگی. عربده جویی. ولگردی. باج خواهی. بچاقچی گری. پیچاقچی گری.

فرهنگ فارسی

عمل چاقوکش
هرزگی. عربده جویی. ولگردی. باج خواهی. بچاق چی گری. پیچاق چی گری.

جمله سازی با چاقو کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این برنامه یکی از جنجالی‌ترین و حاشیه سازترین برنامه‌های تلویزیون بود.وباحضور سوژه هایی مثل مرد سه زنه، زوجی که طلاق عاطفی گرفته اند جوان چاقو کشی که از خشونت پشیمان شده و چاقوکشی را ترک کرده است و... به بررسی بی پرده و مستقیم موضوعات روز و آسیب های اجتماعی میپرداخت.

💡 حملات چاقو کشی ارزان و آسان است اما برای نیروهای امنیتی ممانعت از آن بسیار مشکل است.

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز