لغت نامه دهخدا
گرگ سگ. [ گ ُ س َ ] ( اِ مرکب ) سگی که از نسل گرگ باشد. سگی که گرگ مانند باشد:
زان گرگ سگان اژدهاروی
نازرده بر او یکی سر موی.نظامی.زان گرگ سگان استخوان خوار
کس را نه به استخوان او کار.نظامی.
گرگ سگ. [ گ ُ س َ ] ( اِ مرکب ) سگی که از نسل گرگ باشد. سگی که گرگ مانند باشد:
زان گرگ سگان اژدهاروی
نازرده بر او یکی سر موی.نظامی.زان گرگ سگان استخوان خوار
کس را نه به استخوان او کار.نظامی.
( اسم ) ۱ - سگی که مادرش گرگ باشد. ۲ - سگی که گرگ مانند باشد: زان گرگ سگان اژدها روی نازرده بر او یکی سرموی. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نفس درازی بیجا کمند آفتهاست به گله گرگ سگ هرزه نال میآرد