کاپت

لغت نامه دهخدا

کاپت. [ پ ُ ] ( فرانسوی، اِ )، کاپوت. کلاه زنانه. || کلاه قاضی. || پالتوی باشلق دار. || کروک درشکه و اتومبیل. || در تداول ایرانیان بیشتر به معنی اخیر و نیز بحفاظی گفته میشود که در مقاربت به کار می برند.

جمله سازی با کاپت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این درگیری قسمتی از مبارزه یک قرنی بین دودمان کاپت و دودمان پلانتاژنه بر سر قلمروهای آنژوین در فرانسه بود که با به سلطنت رسیدن هنری دوم در سال ۱۱۵۴ و رقابت او با لوئی هفتم آغاز شد و با پیروزی لوئی نهم بر هنری سوم در نبرد تیلبورگ در سال ۱۲۴۲ به پایان رسید.

💡 اولین اقدام این کنوانسیون اعلام جمهوری و سلب همهٔ قدرت‌ سیاسی از شخص پادشاه بود. مدتی بعد، لویی شانزدهم، که در آن زمان یک شهروند معمولی با نام خانوادگی کاپت بود، به جرم خیانت در دسامبر ۱۷۹۲ محاکمه، در ۱۶ ژانویه ۱۷۹۳ محکوم و در ۲۱ ژانویه، اعدام شد.