پیشبرد
مترادفها
پیشرفت، جلو بردن
متضادها
پسروی، تأخیر
لغت نامه دهخدا
پیش برد. [ ] ( اِخ ) ( مدرسه ٔ... ) نام مدرسه ای در جانب جنوب مسجد جامع هرات از آثار مولانا جلال الدین محمد قائنی. ( رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 13 شود ).
فرهنگ عمید
۱. پیش بردن.
۲. به انجام رساندن کاری با کامیابی و پیروزی.
فرهنگ فارسی
پیش بردن، به انجام رساندن، کامیابی وپیروزی
( مصدر ) پیش بردن انجام دادن: پیش این مراد باز رفتم و در معرض پی برد این غرض از پیشانی خود هدفی از بهر سهام اعتراضات پیش آوردم.
جمله سازی با پیشبرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «در اینجا گرد هم نیامده ایم تا از مصدق بتی سازیم که او خود بنابر برنامهای که نوشت از بت سازی بیزاری جست…، در این روز مایلم به این امر تأکید مجدد بکنم از نظر من خط عمومی که مصدق بر ضد انقلاب عمل کردن بیرون از فلسفه زندگی است و کسانی که چنین گفتند آنها هستند که میخواهند از نام مصدق برای پیشبرد مقاصد خود استفاده کنند.»
💡 اولین تکنیک و مدالیته تصویربرداری مدرن با کشف اشعه ایکس توسط آقای ویلیام رونتگن در سال ۱۸۹۵ بازمیگردد. بیشتر تلاشهای فیزیکی برای پیشبرد سیستمهای رادیوگرافی و تصویربرداری با اشعه ایکس نظیر نمایشگرهای تشدیدکننده، مقطع نگاری، چرخاندن مجراهای آندی و … در ۱۰ تا ۲۰ سال پس از آن رخ داد.