یک پول

مترادف‌ها

خیلی، بسیار، مقدار زیاد

متضادها

اندک، ناچیز

لغت نامه دهخدا

یک پول. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) واحد پول در دوران قاجاریه معادل نیم شاهی، و شاهی یک بیستم قران است: یک پول جگرک سفره قلمکار نمیخواد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شاهی شود.

فرهنگ فارسی

واحد پول در دوران قاجاریه معادل نیم شاهی و شاهی یک بیستم قران بوده است

جمله سازی با یک پول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جائی که شتر بود به یک پول خر قیمت واقعی ندارد

💡 تا نگویند که گردیده فلانی بی دین رشوه یک پول نگیرم ز کسی تا دو سه سال

💡 مرا بخت بی تخت و بی تاج کرد به یک پول مغشوش و محتاج کرد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران