لغت نامه دهخدا
یالقوز. ( ترکی، ص ) شخص تنها و مجرد و بی زن و بچه.
- یکه و یالقوز؛ تنها و منزوی.
|| آنکه تنهایی دوست دارد. آنکه از مردم گریزد. مردم گریز.( یادداشت مؤلف ). || بی قید. بی بند و بار.
یالقوز. ( ترکی، ص ) شخص تنها و مجرد و بی زن و بچه.
- یکه و یالقوز؛ تنها و منزوی.
|| آنکه تنهایی دوست دارد. آنکه از مردم گریزد. مردم گریز.( یادداشت مؤلف ). || بی قید. بی بند و بار.
(اِ. ) = یالغوز. ۱ - شخص مجرد، بی زن و فرزند. ۲ - بی قید و بند، کسی که مشکل و دردسر ندارد
( اسم ) ۱- آدم تنهاومجرد وبی زن وبچه: یکه و یالقوز و بی هیچ احساس مسئولیت عمر سی و پنجساله اش راطی کرده بود. ۲- بی قید بی بندوبار.
یالغوز.
شخص مجرد، بی زن و فرزند.
بی قید و بند، کسی که مشکل و دردسر ندارد
💡 تپه یالقوز باغ مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بوئینزهرا، بخش آبگرم، روستای رزک واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۵۷۹۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.