کپیه

لغت نامه دهخدا

کپیه. [ ک ُ ی ِ ] ( فرانسوی، اِ ) تصویری که از روی تصویر دیگر نقاشی کنند. || شبیه کامل چیزی. عین چیزی. || رونوشت. مسوده. ( فرهنگ فارسی معین ).
- کاغذ کپیه؛ کاغذی نازک و آلوده به مرکب مخصوص که با آن هنگام نوشتن نوشته را از کاغذی به کاغذ دیگر منتقل کنند.

فرهنگ معین

(کُ یِ ) [ فر. ] (اِ. ) رونوشت.

فرهنگ عمید

= کُپی

فرهنگ فارسی

رونویسی، نسخه برداشتن ازروی نوشتهای
( اسم ) ۱ - رو نوشت مسوده. ۲ - تصویر ی که از روی تصویر ی دیگر نقاشی کنند. ۳ - شبیه کامل چیزی عین چیزی. توضیح احتراز از استعمال این کلم. بیگانه اولی است.

ویکی واژه

رونوشت.

جمله سازی با کپیه

💡 حسین بهزاد از سن ۲۱ سالگی کارگاه نگارگری مستقلی دایر کرد. کار او به سرعت با استقبال فراوان روبرو شد. بهزاد به ویژه در کپیه کردن از آثار نگارگری قدیم که سخت مورد توجه اروپاییان و دلالان ایرانی بود، استعداد و توانایی داشت. او به ویژه آثار کمال‌الدین بهزاد و رضا عباسی از نگارگران صاحب نام دوران صفویه را با استادی تمام گرته برمی‌داشت.