لغت نامه دهخدا
ژر. [ ژِ ] ( اِخ ) از قلل جبال پیرنه نزدیک کوههای اوبن ( پیرنه سفلی )، به ارتفاع 2612 گز.
ژر. [ ژِ ] ( اِخ ) از قلل جبال پیرنه نزدیک کوههای اوبن ( پیرنه سفلی )، به ارتفاع 2612 گز.
از قلل جبال پیر نه نزدیک کوههای اوبن به ارتفاع ۲۶۱۲ گز.
ژر (رود). ژر رودی است به گارون می ریزد. این رود از کشور فرانسه می گذرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهرهای کوندوم، ژر و دورماگن خواهرخواندههای تورو (سامرا) هستند.
💡 فرستادن بچههای بی سرپرست جزیره رئونیون در سال ۱۹۶۳ توسط هواپیما و به وسیلهٔ مقامات فرانسوی به منظور تنظیم جمعیت دپارتمانهای فرانسه مخصوصاً دپارتمان کروز - ژر و تارن که بخاطر مهاجرت روستاییان به شهرها بشدت ازنظر جمعیت کم تراکم شده بودند مستقیماً زیر نظر میشل دبره که نماینده رئونیون در مجلس آنزمان بود فصلی برای تاریخ این منطقه و کشور فرانسه رقم زد که بنام بچههای کروز یا رئونیونیهای کروز در منطقه معروف است که دستمایه بسیاری از مقالهها و مستندها و پژوهشها در این مورد قرارگرفتهاست. این جریان زمانی به صورت همگانی مطرح شد که در ۳۰ ژانویه ۲۰۰۲ ژان ژاک مارسیال یکی از رئونیونیهای تبعید شده در ۱۹۶۶ شکایتی را مطرح کرد تحت عنوان دزدیدن و زندانی کردن و انتقال کودکان.