چپیده
مترادفها
چسبیده، چسبانده
متضادها
جمع شده
لغت نامه دهخدا
چپیده. [ چ َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) میل کرده بجانب چپ. رجوع به چپیدن شود.
فرهنگ عمید
به زور و فشار جاگرفته، چیزی که به زور و فشار میان چیز دیگر جا گرفته.
فرهنگ فارسی
میل کردن بجانب چپ
جمله سازی با چپیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همهٔ دانشآموزان مدرسه که مثل ماهی ساردین داخل واگن چپیده بودند، آنچه را در کتابها نوشته شده بود، با ولع میخواندند. آفتاب صبحگاهی از ورای پنجرهها به درون میتابید و چشماندازی پدیدمیآورد که سبب شادمانی قلبی مدیر مدرسه میشد. همهٔ دانشآموزان آن روز را در کتابخانه گذراندند.