چوب خوار
لغت نامه دهخدا
چوب خوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) که چوب خورد. خورنده چوب. چوب خوارنده. || ( اِ مرکب ) کرمی باشد که چوب و هر چیز که بر زمین افتاده باشد از جنس پشمینه و پلاس بخورد و ضایع سازد. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). انواعی از حشره که چوب خورند چون موریانه و غیره. کرمی که تیر و چوب هر چه بیاید بخورد. ( یادداشت مؤلف ). جانوری است چوبخواره که آن را موریانه نامند و عرب ارضه خواند. موریانه. دیوک. دیوچه. اورنگ ( در تداول مردم قزوین ): رمّه، کرمک چوبخوار. ( منتهی الارب ). رجوع به موریانه شود. || مرغیست. || زرد شده و کوفته شده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) کرمی است که چوب و پشمینه و پلاس را بخورد و ضایع سازد ارضه.
فرهنگستان زبان و ادب
{wood borer} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] حشره ای که برای استقرار یا تغذیه بافت آبکش و چوب درخت را سوراخ می کند
جمله سازی با چوب خوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تدخین برای کنترل آفات در خاک، دانههای غلات، در فرآوری محصولات صادرات و واردات برای جلوگیری از حمله آفاتی است که درون موادی مانند چوب زندگی میکنند مثل موریانه چوب خشک و سوسک چوب خوار است.