پربال

لغت نامه دهخدا

پربال. [ پ َ ] ( اِ ) پرباره. پربار. رجوع به پربار شود.
پربال. [ پ َ ] ( اِ ) بُسَّدْ. مرجان. مونگا. ظاهراً کلمه مونگا هندیست.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بسد مرجان.

دانشنامه عمومی

پربال ( به مجاری: Perbál ) یک شهرداری در مجارستان است که در ناحیه بوداکسی واقع شده است. پربال ۲۵٫۶۵ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۱۸۴ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با پربال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز زوبین،هوا گشت پربال وار زجوشن،زمین گشت پولادوار

💡 عقابی پربال در آسمان آبی می‌چرخید و با نگاه تیز خود، تمام محیط اطراف را برای یافتن طعمه زیر نظر داشت.

💡 پرنده پربال و زیبارویی بر روی شاخه درخت نشست و با آواز دلنشین خود، صبحگاه ساکت جنگل را به زیبایی بیدار کرد.

💡 در داستان‌های اساطیری، موجوداتی پربال و قدرتمند به عنوان نگهبانان قلمروهای ناشناخته و اسرارآمیز در میان ابرها توصیف شده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران