پراولاد
مترادفها
پرفرزند، پرفرزندار
لغت نامه دهخدا
پراولاد. [ پ ُ اَ / اُو ] ( ص مرکب ) کثیرالاولاد. که فرزندان بسیار دارد.
فرهنگ عمید
آن که فرزندان بسیار دارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه فرزندان بسیار دارد کثیر الاولاد.
جمله سازی با پراولاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وفایی در خانوادهای که مذهبی ـ خوش صدا و پراولاد بود متولد شد. پدرش آواز مذهبی میخواند و هم قاری قرآن بودهاست. او یکی از خوانندگانی است که در اکثر سبکهای موسیقی صاحب هنر میباشد و هم در زمینه موسیقی اصیل و سنتی و موسیقی مردمی فعالیت داشتهاست. وفایی در رادیو ایران بسیار فعال بوده و در برنامهها و بزمهای مختلف رادیو شرکت میکردهاست. او کارهای بی بدیلی در این زمینه از خود به جا گذاشته که اکثر آنها در آرشیو رادیو موجود است.