نکونام

واژه «نکونام» به معنای کسی است که نام و آوازه‌ای نیک و پسندیده در میان مردم دارد و دیگران او را به خوبی و شایستگی می‌شناسند. این صفت برای فردی به کار می‌رود که رفتار، گفتار و کردار او باعث احترام و اعتماد اطرافیان شده و خاطره‌ای مثبت از خود بر جای گذاشته است. نکونامی نتیجه عمل صالح، درستکاری، امانت‌داری و رعایت اخلاق در روابط فردی و اجتماعی است و به‌سادگی به دست نمی‌آید. در متون ادبی فارسی، این واژه به معنای کسی است که حتی پس از مرگ نیز به نیکی از او یاد می‌شود و نامش با خیر و نیکی همراه می‌ماند. این واژه در برابر بدنام قرار می‌گیرد و نشان‌دهنده تفاوت میان زندگی شرافتمندانه و زندگی همراه با خطا و بی‌اعتباری است. نکونامی فقط به شهرت ظاهری مربوط نیست بلکه به اعتبار واقعی و ارزش‌های درونی انسان وابسته است. نکونام بودن نوعی سرمایه معنوی محسوب می‌شود که می‌تواند اعتماد، محبت و جایگاه اجتماعی پایدار ایجاد کند.

لغت نامه دهخدا

نکونام. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) خوش نام. که به نیکی و نکوکاری مشتهر و نامبردار است:
آن گرد نکونام که اندر دره ٔرام
با پیل همان کرد که با کرگ ز خواری.فرخی.انوشه کسی کو نکونام مرد
چو ایدر تنش ماند نیکی ببرد.اسدی.کسی کو نکونام میرد همی
ز مرگش تأسف خورد عالمی.اسدی.زنده جاوید ماند هرکه نکونام زیست
کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را.سعدی.چه دیدی در این کشور از خوب و زشت
بگو ای نکونام نیکوسرشت.سعدی.نکونام را جاه و تشریف و مال
بیفزود و بدگوی را گوشمال.سعدی.نمرد آن کسی کز جهان نام برد
که مرد نکونام هرگز نمرد.امیرخسرو. || آمرزیده. مرحوم. مغفور:
بوی در دو گیتی ز بد رستگار
نکونام باشی بر کردگار.فردوسی. || عفیف. پاکدامان:
کس را به مثل سوی شما راه ندادم
گفتم که برآیید نکونام و نکوکار.منوچهری.

فرهنگ عمید

خوش نام، نیک نام.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه نامش بخوبی مشهور است: خوش نام.

جمله سازی با نکونام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کس را به مثل سوی شما بار ندادم گفتم که برآیید نکونام و نکوکار

💡 بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی نکوروی و نکوکار و نکونام ست آه از وی

💡 دین روشن ایام است ازو، دولت نکونام است ازو ملکت به اندام است ازو، ملت به سامان باد هم