چاشتگاهی

لغت نامه دهخدا

چاشتگاهی. ( اِ مرکب ) هنگام چاشت. زمان چاشت. چاشتگاه. چاشتگاهان. چاشتگه: امیر یک روز چاشتگاهی بونصررا بخواند. ( تاریخ بیهقی ). روز چهارم بوقت چاشتگاهی تاریکی ظاهر شد. ( قصص الانبیاء ). و موسی سه شبانه روز بود که بر کنار دریا نشسته بود چون چاشتگاهی بود گرد از سوی مصر بدیدند. ( قصص الانبیاء ). بعد از یک هفته لشکر مغول هنگام چاشتگاهی دررسیدند. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به چاشتگاه و چاشتگاهان و چاشتگه شود.

جمله سازی با چاشتگاهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای مبارک چاشتگاهی کآفتاب روی تو عالم دل را کند اندر صفا نورانیی

صورت یعنی چه؟
صورت یعنی چه؟
کهکشان یعنی چه؟
کهکشان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز