لغت نامه دهخدا
پاک گوهری. [ گ َ / گُو هََ ] ( حامص مرکب ) پاک نژادی. اصالت. نجابت.
پاک گوهری. [ گ َ / گُو هََ ] ( حامص مرکب ) پاک نژادی. اصالت. نجابت.
پاک نژادی اصالت نجابت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پاک گوهری چو صدف در دل محیط گهواره ای است بهر یتیمان کنار من
💡 هر نقش بد که رو دهد، از پاک گوهری بر خویشتن چو آینه هموار میکنم
💡 در دانه تو دید فلک پاک گوهری هر چند سعی کامل نشو و نما یکی است
💡 پیوسته سرخ رو بود از پاک گوهری هرکس که چون شراب دلی شاد میکند
💡 اگرچه میشمرندم ز دودمان اصیل که پاک گوهری و، پاک زاد و پاک نژاد
💡 گنجینه جواهر ما پاک گوهری است نقدی که در خزانه ما هست بی زری است