لغت نامه دهخدا
ناجایز. [ ی ِ ] ( ص مرکب ) ناروا. ( آنندراج ). ناروا. نامشروع. ناشایسته. نابایسته. ( ناظم الاطباء ). که جایز نبود. که روا نباشد.
ناجایز. [ ی ِ ] ( ص مرکب ) ناروا. ( آنندراج ). ناروا. نامشروع. ناشایسته. نابایسته. ( ناظم الاطباء ). که جایز نبود. که روا نباشد.
( صفت ) ناروا نامشروع مقابل جایز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه در دانایی خود عاجز است فکر او در درک حق ناجایز است